یاد همشون بخیر !!!

امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت ؟؟؟
از بیرون اومده بودیم. از وقت ناهار گذشته بود و نميشد یه چیزی فورا درست کرد و خورد؛ ماهم گرسنه بودیم و طاقتمون تعطیل بود. برای اولین تجربه از پیتزافروشی جدیدی که تو محل باز شده بود، سفارش دو تا چیزبرگر دادیم. جاتون خالی، غذای لذیذی بود
و کیفیت بسیار مناسب + قیمت بالایی داشت.
فرداش که داشتم از جلوی اون پیتزافروشی رد میشدم با تلفن همراهم شمارشونو گرفتم و بعد از سلام و علیک با خانومی که جواب تلفنمو داد گفتم:
من دیروز یه سفارش چیزبرگر داشتم؛ تماس گرفتم که... (میدونستم الان تا آخرش رفته و منتظر یه انتقاد یا حتی دری وری تنده) نذاشتم این فکرها تو ذهنش ادامه پیدا کنه، فورا ادامه دادم: تماس گرفتم که بگم: تو مملکت ما، همه بیشتر از اینکه تشکر کنن، انتقاد میکنن حتی از خوبیها؛ اما من تماس گرفتم بابت غذای خوب و با کیفیتی که به مشتریاتون میدید ازتون تشکر کنم.
گل از گلش شکفت و کلی تعارف تیکه پاره کرد. خداحافظی کردم و تماس رو قطع.
گذشته از کار انساندوستانهی من
، واقعا چرا ما همیشه در حال انتقادکردنیم و تقریبا اصلا تشکر و شمردن خوبیها، تو مراممون نیست؟ نه از خدا و نه از بندههاش؟

وسعت دیدمون رو زیاد کنیم: درسته که لیوان اوضاع اقتصادی ما، لیوان اوضاع فرهنگی ما و کلا لیوان زندگی ما، یک نمیهي خالی داره که نمیشه انکارش کرد و گفت: نه اصلا وجود نداره؛ اما این هم غلطه که نیمهي پر لیوان زندگیمون رو اصلا نبینیم.
دعاهایی که از حضرات معصومین علیهمالسلام به دست ما رسیده و امروز ما کم و بیش اونها رو میخونیم، پُرند از جملهی «الحمد لله» که همش آموزش به رخ کشیدن نیمهی پر لیوان زندگیمون به خودمونه.
البته این بحث یه عقبهی بسیار مفصل کلامی هم داره که قصدم پرداختن به اون نیست، چرا که نه اینجا جای گفتنشه و نه من قدم بهش میرسه.
خلاصه اینکه: تشکر کردن (از خدا و بندگانش) کار سختی نیست و میتونه بشه یکی از دستاوردهای ماه رمضان امسال هممون.
همین. موفق باشین
عید فطر رو هم پیشاپیش تبریک میگم
التماس دعا
یاعلی
ثبت نظر
یاعلی! «فکیف اصبر علی فراقک» چرا ؟
امشب شب وصال است.
![]()
***
طفیل هستی عشقاند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
بکوش خواجه و از عشق بینصیب مباش
که بنده را نخرد کس به عیب بیهنری
طریق عشق طریقی عجب خطرناک است
نعوذ بالله اگر ره بمقصد نبری
مرا درین ظلمات آنکه رهنمایی کرد
نیاز نیمشبی بود و گریهی سحری
چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی
که جام جم نکند سود وقت بیبصری
می صبوح و شکرخواب صبحدم تا کی؟
به عذر نیمشبی کوش و گریهی سحری
ز هجر و وصل تو در حیرتم چه چاره کنم؟
نه در برابر چشمی نه غایب از نظری
ببوی زلف و رخت میروند و میآیند
صبا به غالیهسایی و گل به جلوهگری
هزار جان مقدس بسوخت زین غیرت
که هر صباح و مسا شمع مجلس دگری
دعای گوشهنشینان، بلا بگرداند
چرا بگوشهی چشمی به ما نمیگری؟
بیا و سلطنت از ما بخر به مایهی حسن
وزین معامله غافل مشو که حیف خوری
ز من به حضرت آصف که میبرد پیغام
که یادگیر دو مصرع ز من به نظم دری
بیا که وضع جهان را چنانکه من دیدم
گر امتحان بکنی، می خوری و غم نخوری
کلاه سروریات کج مباد بر سر حسن
که زیب تخت و سزاوار ملک و تاج سری
به یمن همت حافظ امید هست که باز
اری اسامر لیلای لیلة القمر
پ.ن:
سلام. اول نمیخواستم «جمعهها با حافظ»ی ثبت کنم و قرار داشتم به همون دو خط اول بسنده کنم؛ اما وقتی به دیوان خواجه تفال زدم و این غزل اومد، با خودم گفتم حیفه که دوستان رو شریک نکنم. البته اون دو خط رو بر وبلاگ «دارم دنبالش میگردم...» جداگانه ثبت کردم. همین. التماس دعا. یاعلی
مردى از اهل حبشه نزد رسول خدا صلواتاللهعليهوآله آمد و گفت: «يارسولالله! گناهان من بسيار است. آيا در توبه به روى من نيز باز است؟» پيامبر (ص) فرمود: «آرى، راه توبه بر همگان، هموار است. تو نيز از آن محروم نيستى.»
مرد حبشى از نزد پيامبر (ص) رفت. مدتى نگذشت كه بازگشت و گفت: «يارسولالله! آنهنگام كه معصيت مىكردم، خداوند، مرا مىديد؟» پيامبر (ص) فرمود: «آرى، مىديد» مرد حبشى، آهى سرد از سينه بيرون داد و گفت: «توبه، جرم گناه را مىپوشاند؛ چه كنم با شرم آن؟»
در دم نعرهاى زد و جان بداد.(1)
***
سلام
شبهای قدر نزدیکه
این پست بهانهای بود برای گفتن «التماس دعا»
خرابم، خراب!!!
ضمنا «دارم دنبالش میگردم...» هم به روز شد
یاعلی
1- از کتاب حکایت پارسایان، رضا بابایی؛ برگرفته از: عزالى، ترجمهي احياء علوم الدين، ربع منجيات، كتاب توبه، ص 43؛ همو، كيمياى سعادت، به كوشش و تصحيح حسين خديو جم، ص 654.
نماز صبح بهترين نمازيه که خدا دستور خوندنشو داده؛
نماز صبح آدم رو برای يه روز کاری و يه کار جديد آماده میکنه؛
نماز صبح بيدارت میکنه وقتی، همه خوابن و ديگه راحت از نگاهها و حرفها هستی، خودتی و...؛
وقت نماز صبح، فکرت آزاد آزاده؛
نماز صبح يه کاری میکنه که يه فرصت خوب برای همه چی پيدا کنی، تنها؛ خلوت؛ سرعت بالا (!!!!!!)؛
نماز صبح محل و موقع اتصال من شده؛
شب، زود ميخوابم تا صبح و نماز صبح رو از دست ندم؛ آخه خيلی حيفه؛
تا دنيا دنياست خدا رو بابت اين نعمتش شکر میکنم؛
تا آخر عمرم اين نعمت رو از دست نمیدم؛
من مديون نماز صبحم هستم؛
من نماز صبح رو خيلی دوست دارم، چون بلافاصله بعدش به اينترنت وصل میشم!!!!!!!!!!!!!!!!
![]()
پ.ن:
این نوشته مال خیلی وقت پیشاست؛ حدود 3 یا 4 سال پیش. شاید الان برای خیلیها زیاد موضوعیت نداشته باشه و برای خیلیها کاملا برعکس. همینطوری داشت خاک میخورد گوشهي کامپیوترم، گفتم نجاتش بدم. همین . یاعلی
![]()
[...](1) اَلا وَ إنَّ فِي الْجَسَدِ مُضْغَة ً، اِذا صَلَحَتْ صَلَحَ الْجَسَدُ كُلُّهُ وَ اِذا فَسَدَتْ فَسَدَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، اَلا وَ هِيَ الْقَلْبُ (2).
من اما نمی دانم تا امروز چند بار سکته کرده ام ؟؟!
***
سلام ماه رمضان !
سلام خدای ماه رمضان !
...
پ.ن:
1- وَ اَمَّا الْحَد ِيثُ فَمَا رَوَى النُّعْمَانُ بْنُ بَشِير ٍ قالَ سَمِعتُهُ ص يَقُولُ
2- بحار الانوار جلد 58 صفحه 23. و...
ثبت نظر
از بزرگترين، عظيمترين و زيباترين صفات حضرت حق، ستار (عيب پوش) بودنشه. هيچ تا حالا به اين صفت خدا فكر كردي ؟؟؟ نه ؟ آره ؟ هر كسي خودشو بهتر از ديگرون ميشناسه. هممون ميدونيم كه اگه بهترين دوستانمون از كوچكترين گناهمون خبردار بشن، رهامون ميكنن و ميرن و اصلا پشت سرشون رو هم نگاه نميكنن. از زندگيمون چيو حاضريم بديم، اما آبروم جلو دوستان، پدر و مادر، همسر و... حفظ بشه؟
چند سال پيش يكي از دوستانم يه حكايت (طنزمزه) تعريف ميكرد كه: روزيروزگاري مردي بود كه هميشه از خدا ميخواست كه چشم برزخي، داشته باشه و بتونه باطن آدما رو ببينه. بعد از مدتها عجز و لابه به درگاه خدا، آخرش اين حاجتش برآورده شد. راه افتاد تو كوچهپسكوچهها و خيابون و شروع كرد به ورانداز خلق خدا؛
به اولي كه رسيد، ديد اي بابا ! اين كه عوض پا سُم داره و از خدا خواست كه خدايا! اينو به خاطر گناهي كه باعث شده به اين روز بيفته سنگش كن؛ به نفر دوم هم كه رسيد ديد، اي دل غافل! اين يكي روي سرش دو تا شاخ داره و از خدا همون خواستهی قبليشو دوباره خواست؛ سوي و چهارمي و پنجمي و... كه يهو بهش خطاب شد: اگه قرار بود ما به خاطر ارتكاب يه گناه، مردم رو سنگ ميكرديم كه ديگه فقط كوهستان خلق ميكرديم، نه آدميزاد.
يا اون حكايت كاملا جدي و معروف رو، راجع به مرحوم نخودكي اصفهاني (از بزرگان اخلاق) حتما شنيدين؛ همون كه قبرشون درست جلوي در وروي صحن انقلاب امام رضاست. اينا همه نمونههايي هستن براي ثابت كردن اهميت ستار بودن خدا و كلي حرف ديگه كه بمونه... .
حالا به اتفاقاتي كه داره دورمون مي افته توجه كنيد! حواستون هست تو روزنامهها، مجلات، شبنامهها، وبلاگها و موبايلهاي بلوتوثدار، درست داريم روبروي اين صفت خاص حضرت حق واميستيم؟؟؟ چندتاشو سراغ دارين؟؟؟ زيادن؛ مگه نه؟؟؟
برملاكردن گناهاي پنهاني مردم و اسرار زندگي اونها كه چه بسا اصلا گناه هم نيستن، اما جزو خصوصيترين چيزهاي يه خانواده و يه انسان محسوب ميشه (!!!) دقيقا نقطهی مقابل يكي از بزرگترين و عظيمترين صفات خداست و نقطهی مقابل مردي و مردونگي و البته مقابل تعليمات صريح دينمون. باقي حرفام بمونه ... .
فقط يادمون باشه كه خدا اگه ستاره، رئوفه، عطوفه، غفاره، عادل هم هست ، غيور هم هست.
گفت: در خانه اگر كس است يك حرف بس است. اما براي اينكه بازم اهميت اين موضوع براي كيميا و كيمياييها روشن بشه و حرف كيميا، وزن بگيره، عين يه روايت قدسي رو براتون از كتاب «سخن خدا» كه مجموعهاي از احاديث قدسي است، نقل ميكنم:
رسول خدا (ص) از پروردگارش خواست تا اينكه روز قيامت امتش را در حضور جمع فرشتگان و پيامبران و امتهاي ديگر بازجويي نكند، تا نزد آنان عيبهايشان ظاهر نگردد. و تقاضا كرد آنها را طوري بازجويي و محاسبه كن كه فقط من و تو آگاه شويم. خداوند فرمود: اي حبيبم! من به بندگان خود از تو رئوفترم، پس هرگاه تو نخواهي كه عيوب آنها در نزد ديگران ظاهر شود، من حتي دوست ندارم كه پيش تو نيز عيبهاي آنان فاش شود. بلكه تنها خودم آنها را بازجويي ميكنم ، بطوري كه غير من كسي بر گناهان آنها آگاهي نيابد.
نشاني دقيق روايت: سخن خدا (مجموعه اي از احاديث قدسي)، تاليف سيد حسن شيرازي؛ ترجمه و اقتباس: ذكر الله احمدي به نقل از: «جامع السعادات» نراقي
تو خود حديث مفصل بخوان از مجمل!!!